من از کودکی انیمه تماشا میکردم و با چیزهایی مانند Pokemon، Yu-Gi-Oh، Digimon و Hamtaro بزرگ شدم، اما از سال 2005 تا 2007 بود که شروع به بررسی واقعی انیمه کردم. و انگشتان پایم را عمیقتر در چیزهایی که خارج از تلویزیون پخش میشود فرو ببرم. من در واقع در حالی که به دنبال نمایش دیگری بودم، با طرفداران هوا مواجه شدم، و چیزی در مورد آن نمی دانستم، آن را تماشا کردم و از آن لذت بردم. واقعیت جالب: این، همراه با باشگاه میزبان دبیرستان اوران، از اولین انیمه هایی بودند که من به صورت ساب ساب شده توسط طرفداران تماشا کردم، قبل از اینکه در ویدیوی خانگی به ایالات متحده آورده شوند. من در مورد مفهوم مجوز تا بعدها یاد نگرفتم. من قبلاً فکر می کردم هر چیزی که در تلویزیون نیست فقط در ژاپن است تا اینکه فهمیدم انیمه و دوبله انگلیسی آنها را فقط می توان روی DVD تماشا کرد، نه از تلویزیون (بسته به سریال). من به اندازه کافی از Air لذت بردم که دی وی دی ها را خریداری کردم (فیلم شامل آن می شود)، اگرچه بعداً آنها را با یک مجموعه کامل تعویض کردم. Air اقتباسی از یکی از رمان های بصری کی است، و انیمه در اولین پخش بسیار مورد پسند قرار گرفت، اگرچه سال ها بعد به سرعت تحت الشعاع Clannad قرار گرفت. در حالی که من کمی بیشتر از Clannad لذت می برم، هنوز هم وابستگی عاطفی به ایر به عنوان یک سریال دارم، و اکنون دوباره آن را تماشا می کنم، در حالی که برخی از قسمت های آن چندان قدیمی نشده اند، هنوز هم فکر می کنم این یک نمایش عالی است که توسط افرادی ساخته شده است. واضح است که مطالب منبع را دوست داشتم و آن را به درستی انجام داد.
یوکیتو کونیساکی، مجری خیابانی در سفر، به شهر ساحلی کوچکی به نام کامی می رسد و در ادامه جست و جوی مادر فقیدش برای یافتن «دختری در آسمان» که طبق یک افسانه خانوادگی، نفرین شده است تا ابدیت را تنها بگذراند، در ژاپن می گردد. تنها راه کسب درآمد یوکیتو اجرای یک نمایش عروسکی با جابجایی عروسکی است که با جادو در خانواده اش به ارث رسیده است، اما او با این کار توجه هیچکس را جلب نمی کند و در نتیجه پولش کم است. روز بعد، او میسوزو کامیو را ملاقات می کند - یک دختر دبیرستانی صمیمانه و در عین حال دست و پا چلفتی که مشتاق دوست شدن با او است. او پیشنهاد او را برای خوردن ناهار در خانهاش میپذیرد و عمه و مادر رضاعی میسوزو، هاروکو کامیو، بعداً متقاعد میشود که اجازه دهد او فعلا بماند. بعداً، یوکیتو با دو دختر دیگر آشنا میشود که به مدرسه میسوزو میروند - کانو کیریشیما حیلهگر و دوستانه و میناگی توهنو آرام و آرام - که مانند میسوزو دارای شخصیتهای عجیبی هستند که با گذشتههای مرموز مرتبط هستند. هر یک از آنها می تواند تجسم این "دختر در آسمان" باشد و اگر نفرین شکسته نشود، دختر مورد نظر می تواند بمیرد.
اگر باورتان شود، این از نظر فنی اولین انیمیشنی است که توسط Kyoto Animation به تنهایی تولید شده است، بدون نیاز به برون سپاری، چیزی که خودشان در دهه 80 و 90 به استودیوهای دیگر معروف بودند. اگر کیوآنی به یک چیز معروف است، توجه آن به ایجاد حرکت تا حد امکان صاف، دقیق و واقعی است. در مورد طراحیهای فوقالعاده زیبای شخصیت موی ایتارو هینو، با چشمهای درشت و دهانهای کوچک روی چانههای بزرگ، چه میخواهید بگویید، کیوآنی نهتنها توانست آنها را به خوبی به انیمیشن تبدیل کند، بلکه واقعاً برای ساختن آن تلاش کرد. آنها با حرکت شخصیت فوق العاده زنده می شوند. همه چیز از لباس، راه رفتن و انیمیشن مو تا حد ممکن مورد مراقبت و توجه قرار می گیرد و حتی در صحنه هایی که معمولاً ثابت هستند، مانند شخصیت هایی که در اطراف ایستاده اند و صحبت می کنند، انیماتورها همچنان کار را انجام می دهند. این کمک می کند که حتی مکالمات پیش پا افتاده از نظر بصری با زوایای دوربین صمیمی، پس زمینه های کاملا خیره کننده و استوری بردهای خلاقانه و سینمایی جذاب شوند. صحبت واقعی، من هرگز با طراحی شخصیت های ایتارو هینو مشکلی نداشتم، و هنوز هم تا به امروز مشکلی ندارم، زیرا بدتر از آن را دیده ام، و چه بخواهید چه نخواهید، این طرح ها حداقل ایر را متمایز کردند و به آن توجه کردند. احساس هویت. شخصا، تنها مشکل واقعی من این است که سفیدی در چشمان کاراکترها به طرز مبهوت کننده ای تار به نظر می رسند، مثل اینکه شخصی از ابزار براش فتوشاپ بر روی آنها استفاده کرده است، که اگر منصفانه باشیم، کیوآنی در زمانی که آنها انیمه را برای هر دو Kanon می ساختند، بهتر شد. و کلناد.
در واقع، چیز زیادی برای گفتن در مورد موسیقی متن وجود ندارد که قبلاً گفته نشده است، بنابراین مختصر می گویم: بله، از موسیقی بازی مجدداً استفاده می کند، اما همه آنها عالی هستند و Tori no Uta هنوز یکی است. یکی از بهترین افتتاحیه های انیمه تا کنون، بدون کلاه. حتی قبل از اینکه به شخصیتها بپردازم، چیزی وجود دارد که میخواهم در مورد آن صحبت کنم: به همان اندازه که آثار کی حتی در حال حاضر مورد احترام هستند، بسیاری هستند که داستانها و روایتهای خود را بهعنوان دستکاریکننده احساسی رد میکنند. در برخی سطوح، میتوانم بفهمم که آنها از کجا میآیند، زیرا اکثر شرکتها فکر میکنند که داشتن دختران مو بامزه غمگین تمام چیزی است که برای وادار کردن مردم به گریه کردن و خرج کردن پول نیاز دارند. جهنم، من این دیدگاه را در مورد عروسک پریما دارم، یکی دیگر از ویژگیهای کلیدی، که احساس میکنم خیلی سخت تلاش کردهایم تا از ایجاد هر گونه حس منطقی و به کار انداختن کار برای وادار کردن شما به اهمیت دادن به شخصیتها و داستان، تلاش کنم تا به این موضوع علاقهمند باشم. باز هم، من هنوز VN را برای Air بازی نکردهام، بنابراین نمیدانم چگونه با روایت و شخصیتپردازیاش رفتار میکند، اما شخصاً فکر نمیکنم Air از نظر احساسی دستکاریکننده باشد، زیرا برخلاف اکثر نمایشهای مو، بسیار واضح است که کارکنان پشت انیمه به مطالب منبع احترام گذاشتند و کار کردند تا شما را وادار کنند به شخصیتها و تضادهای بین فردی آنها اهمیت دهید، و هر ویژگی به اصطلاح "moe" که آنها دارند، به جای اینکه فقط در آنجا باشند، توضیحاتی در داستان دارند. به خاطر اینکه آنها با صفا باشند. بهعنوان مثال، خصلتهای میسوزو - دست و پا چلفتی او، بازیگری کمتر از سنش و تمایل به ایجاد صداهای زیبای دایناسورها - بهجای دوستداشتن، عجیب و غریب و باعث نگرانی او میشوند. هوا زحمت زیادی می کشد تا شخصیت هایش را به تصویر بکشد و آنها را توسعه دهد، و باعث می شود آنها احساس کنند چیزی فراتر از موبل هایی با صدای جیر جیر هستند، حتی اگر شخصیت پردازی آنها هنوز در مقایسه با دیگر شخصیت ها سه بعدی در نظر گرفته نشود. با این حال، همه شخصیتها با این رفتار مواجه نمیشوند، و از بین این سه دختر، کانو ضعیفترین دختر است، زیرا داستان او فقط برای دادن اطلاعات بیشتر در مورد افسانه "دختری در آسمان" و تبدیل او به شاه ماهی قرمز است. بدون پرداختن به اسپویل، هاروکو مادر میسوزو پیچیدهترین، قانعکنندهترین و سه بعدیترین شخصیت در کل بازیگران است، و ایر کار شگفتانگیزی در زنده کردن این مادر متضاد و سختگیر انجام داد، مخصوصاً در قسمت پایانی. حتی یوکیتو هم میخواهد چیزی بیشتر از اینکه یک MC سرخورده و سرخورده باشد که کی معمولاً با آن شناخته میشود، به او علاقه دارد.
تا آنجایی که روایت پیش میرود، Air بهعنوان یک سریال بهطور شگفتانگیزی سرعت خوبی دارد، برنامهای واضح در مورد اینکه چگونه میخواهد داستانش را روایت کند، به پیچشهای آن بپیوندد، و مطلقاً هیچ زمانی را برای انجام کاری که باید انجام میداد تلف نمیکند. از آنجایی که این یک سریال کوتاه بر اساس یک رمان بصری بسیار طولانیتر است، مطمئن هستم که بسیاری از چیزها اقتباس نشدهاند، و طرفداران VN ممکن است در نتیجه آن را عجولانه بدانند. نمیتوانم بگویم این تقصیر کیوآنی است، زیرا فقط 12 اپیزود به آنها داده شد تا با آنها کار کنند و کارکنان از آنچه که داشتند بهترین استفاده را کردند. با این حال، مانند بقیه آثار کی، Air سریالی است که با وجود اینکه روایتی فراگیر و منطقی در کار ایجاد می کند، اما بسیاری از عناصر ماوراء طبیعی توضیحات زیادی پشت سرشان نمی دهند و واقعاً از شما می خواهم که تعلیق کفر خود را طولانی کنید. من شخصاً با اینکه Air چگونه این کار را انجام داد مشکلی نداشتم، زیرا سریال سعی کرد تا جایی که می تواند همه چیز را به هم گره بزند، تا آنجا که ممکن است از مضامین فراگیر خود استفاده کند و همه آن ها در چارچوب روایت کار کنند، اما اگر کسی هستید که میخواهید داستانهایتان کاملتر و منطقیتر به نظر برسد، ناامید خواهید شد. به نظر من، به نظر من، داستان ایر و اینکه چگونه همه چیز را به هم گره زد و از شخصیت هایش استفاده کرد به نفع آن بود، و به همه درام هایی که راه اندازی کرد، اجازه داد که واقعاً احساس درآمد داشته باشند تا ارزان بودن و به خاطر آسان بودن به یکدیگر سیلی بزنند. دستکاری عاطفی من در واقع One: Kagayaku Kisetsu e را در درامش ارزانتر و در واقع از نظر احساسی دستکاری میکنم، زیرا برخلاف Air، وان فکر میکرد که میتوان آن را فقط با موبابیهای زیبا، یک خط داستانی باریک چوبی، و یک MC که یک جک منفور است به پایان رساند. به خود زحمت نمی دهید که کاری را انجام دهید تا ما به هر یک از آن اهمیت دهیم.
در مورد Air به عنوان یک انیمه چه می خواهید بگویید، این کمک کرد تا KyoAni به عنوان یک استودیوی انیمیشن جدی روی نقشه قرار گیرد و موفقیت آن راه را برای موفقیت انفجاری استودیو در اواخر دهه 2000 هموار کرد و در نتیجه بسیاری از انیمه های دیگر هنوز هم به این کار علاقه دارند. روز زمانی که برای اولین بار در کودکی آن را تماشا کردم، Air را دوست داشتم و از اینکه وقتی در بزرگسالی دوباره آن را تماشا کردم، هنوز چقدر خوب است. در حالی که من کمی بیشتر از انیمه برای Clannad لذت می برم، اما هنوز یک نقطه نرم برای Air دارم، زیرا این یکی از اولین انیمه هایی بود که دیدم و به من نشان داد که انیمه می تواند انواع بیشتری از داستان ها را غیر از Pokemon، Yu-Gi بیان کند. -اوه، و دیجیمون. بعلاوه، اکنون که بزرگتر شده ام و می دانم چگونه از یک شبیه ساز در رایانه خود استفاده کنم، راهی برای پخش واقعی رمان بصری در حال حاضر پیدا کردم، بنابراین منتظر بررسی آن در آینده باشید! اگرچه با ظهور جدید Kanon بالاخره در آینده ای نزدیک به زبان انگلیسی به طور رسمی منتشر می شود، امیدواریم که Air نیز با همین رفتار مواجه شود. آیا هوا تند و ملودراماتیک است؟ مطمئن. می توانید آن را به عنوان یک درام دلخراش در آغوش بگیرید یا آن را به عنوان علوفه ای که برای پاسخگویی به فتیش های اوتاکوی تنها ساخته شده است رد کنید. هر چیزی که در قایق شما شناور است، و مسافت پیموده شده برای همه افراد ممکن است برای چیزی مانند Air یا به طور کلی کل مجموعه کی، متفاوت باشد. اما از نظر من، هوا یک درام زیبا است که توسط افرادی ساخته شده است که واقعاً منبع اصلی آن را دوست داشتند، از زمان کوتاهی که در اختیار داشت نهایت استفاده را بردند و توانستند افق های من را برای آنچه انیمه قادر به انجام آن است گسترش دهند، و برای آن، در حالی که اینطور نیست. یکی از انیمه های مورد علاقه من در تمام دوران، از آنجایی که من چندین نمایش را بهتر از آن دوست دارم، هوا همیشه در قلب من جا خواهد داشت.